به گزارش ترجمان صبح/ امیررضا آزاده: ۲۰ خرداد، روز جهانی صنایع دستی است؛ روزی متعلق به دنیای پر نقش و نگار جلوه هایی که عاشقانه خلق شده اند و همه آنها دارای ارزش های خاصی هستند بطوریکه گاه نمی توان قیمتی را برای‌شان قرار داد.

در دنیای خشن امروز که نشانه استیلای تکنیک بر روح انسان است، صنایع دستی یعنی دمیدن روح لطافت به این زندگی خشن و انسان تا هست لطافت را می خواهد و صنایع دستی این نیاز مبرم انسان را برآورده می کند.

وقتی به صنایع دستی می‌نگریم می توانیم در قطعه قطعه آنها خلاقیت، ذکاوت هنرمند را لمس کنیم و قصه دل و رازهای خالقش را بخوانیم، رنگ ها و نقش هایی که انگار لب به سخن می گشایند و داستانی شنیدنی از زحمت هایی که شبانه روز برای خلق یک اثر کشیده شده است را روایت می کنند.

نگاهی به تاریخچه صنایع دستی در سراسر دنیا نشان می دهد ارزش و جایگاه این هنر بر هیچکس پوشیده نیست، اما بعد از جنگ جهانی دوم بود که اهمیت این هنر بیشتر از قبل و با نگرش فرهنگی و هنری در جهان مورد توجه قرار گرفت؛ در دهم ژوئن سال ۱۹۶۴ اولین همایش جهانی در زمینه صنایع دستی در شهر نیویورک برگزار شد که در آن هنرمندان، استادها و صنعتگران زیادی از ۴۰ کشور مختلف دنیا حضور داشتند که در قطعنامه ی پایانی این کنگره، تاسیس شورای جهانی صنایع دستی به عنوان نهاد وابسته به یونسکو تصویب شد.


هنر صنایع دستی در ایران مهجور و مظلوم واقع شده پاساژ امیریه بیش از دو دهه قبل به عنوان پاساژ صنایع دستی و با هدف رونق کسب و کار هنرمندان این شاخه احداث شد که متاسفانه به علل متعددی چون موقعیت سنجی نامناسب و قرار گرفتن در منطقه خارج از دید شهروندان، عدم معرفی و حمایت کافی توسط مسئولان به شدت مهجور مانده است.

امروز همزمان با روز جهانی صنایع دستی می‌خواهیم نه با نگاهی گذرا به این هنر و صنعت ارزشمند بلکه با گفت‌وگویی کوتاه هنرمندان تبریزی دغدغه های این قشر خلاق را بشناسیم؛ اما رکود و کسالت این مجموعه در روزی که بنامش ثبت شده جای بسی تعجب دارد!



عدم حمایت، چشمه ذوق هنرمند را کور می‌کند

عاطفه عباسی، بانوی منبت کار تبریزی در گفت‌وگو با خبرنگار ترجمان صبح می‌گوید: از سال ۸۸ با علاقه به رشته تحصیلی صنایع دستی، فعالیت خود را در این زمینه شروع کردم و بعد از مدتی کارگاهی ایجاد کردم.

وی ادامه می‌دهد: با بی توجهی و عدم حمایتی که در آن زمان شد، شوق و روحیه خود را از دست دادم و کارگاه خود را تعطیل کردم.

این بانوی منبت کار می‌افزاید: در دوسال قبل با حمایت خانواده و همسرم دوباره و به صورت کاملا حرفه ای به این زمینه ورود پیدا کرده و فعالیت خود را ادامه می‌دهم.

وی با بیان اینکه منبت کاری مخاطب خاصی برای خودش دارد، اظهار می‌کند: این حرفه، علایق و سلایق خاصی را می‌طلبد و برای خود مخاطبان ویژه ای دارد.

عباسی می‌گوید: دو سال قبل که فعالیت خود را مجددا آغاز کردم، مدتی بعد برای رسمیت بخشیدن به فعالیت خود اقدام به دریافت پروانه کردم که تاکنون نتیجه‌ای حاصل نشده است.

وی بازار کار منبت کاری را مطلوب دانسته و در این‌باره عنوان می‌کند: من اکثرا مشغول تدریس به هنرجوهای خود هستم البته همانطور که اشاره کردم این حرفه مخاطب ویژه داشته و سفارش های قابل ملاحظه ای نیز دارد.

این بانوی هنرمند با انتقاد از عدم حمایت مسئولین و بی توجهی مردم به هنرهای دستی می‌گوید: اینجا به عنوان پاساژ صنایع دستی و باهدف رونق فعالیت های هنرمندان این عرصه راه‌اندازی شده است ولی هیچ اثری از رونق صنایع دستی در اینجا وجود ندارد؛ موقعیت جغرافیایی و منطقه ای پاساژ امیریه برای فعالیت این رشته ها مناسب نیست زیرا در منطقه خیابان دارایی و نقطه کور شهر قرار دارد.

وی ادامه می‌دهد: گاهی گردشگران خارجی که با راهنمایی هنرمندان به اینجا می‌آیند اظهار تاسف می‌کنند که موقعیت پاساژ در دسترس و دید عموم نیست؛ حتی شهروندان تبریزی نیز اغلب از وجود چنین پاساژی بی اطلاعند.

عباسی یادآوری می‌کند: بیشتر هنرمندان صنایع دستی بیمه ندارند در حالیکه اغلب این رشته را به عنوان شغل و حرفه اصلی خود انتخاب کردند و برای گذران زندگی خود و خانوادشان نیازمند حمایت جدی مسئولان هستند.

وی با تاکید بر اینکه من هم مثل دیگر هنرمندان این رشته با علاقه شغلم را انتخاب کردم، می‌افزاید: هنر منبت نیاز به دقت و قدرت بدنی کافی دارد و چون اغلب از چوب گردو برای ساخت آثار استفاده می‌کنیم به دلیل سختی مواد اولیه کار انرژی بر است تا کاری هنرمندانه و زیبا خلق شود.


رونق بازار در سایه ارتباط هنرمند و تنوع اثر تحقق می‌یابد

صدیقه اختیاری، هنرمند بافنده فرش، گلیم و… در گفت‌و‌گو با ترجمان صبح نیز درباره فعالیت خود می‌گوید: در آذرماه سال ۷۴ در کلاس های آموزشی سازمان فنی و حرفه ای شرکت کردم و هفت سال پیاپی در زمینه تولید فرش های ریز بافت فعالیت کردم.


وی می‌افزاید: هنرمند صنایع دستی زندگی و عمرش را برای این کار می‌گذارد و آنچه در دوره آموزشی می‌گذرانیم الفبا است و با کار مستمر و علاقه است که هنرمند به مرحله آفرینش اثر هنری می‌رسد.

این بانوی هنرمند تاکید می‌کند:علاقه داشتیم قالیبافی را به عنوان هنر بومی منطقه آذربایجان کار کنیم و در طول این هفت سال سعی کردیم با رج های بالا زیراندازهایی را کار کنیم و از تاجران تبریز و تهران سفارش بگیریم و توانستیم در دوره های پیشرفته تابلو بافی(پرتره بافی)، روفه گری و رنگرزی را آموزش ببینیم .

وی ادامه می‌دهد: معتقدم هنر قالیبافی می‌تواند از رکود امروزی خارج شود به شرطی که هنرمندان با حمایت مسئولان و به شکل برنامه ریزی شده به تولید هدفمند بپردازند، طرح به شکل انبوه تولید و بازار اشباع نشود، با راه اندازی سایت قالیبافی پیش از شروع کار، طرح مورد نیاز بازار و مشتری را انتخاب و تولید کنیم.

اختیاری تاکید می‌کند: متاسفانه حمایت مسئولین رضایت بخش نیست؛ با برگزاری چند نمایشگاه و واگذاری غرفه رایگان به برخی افراد بانفوذ و شناخته شده نمی‌توان از هنرمند حمایت کرد و با این روش نمی توان هنرمند جدید و خلاق پرورش داد.

وی می‌افزاید: با افزایش ارتباط بیشتر هنرمند با بازار و ایجاد تنوع در ذائقه مشتری می‌توان رونق بیشتری به این حرفه داده و هنر قالیبافی را از رکود خارج کرد.

این بانوی هنرمند با برشمردن سه مشکل مهم این هنر در تبریز خاطرنشان می‌کند: افزایش سرسام آور قیمت مواد اولیه در مقابل عدم افزایش دستمزدها به مقدار کافی و رکود بازار گریبانگیر هنرمندان قالیبافی است و متاسفانه به دلیل نبود صادرات تنها در صورتی که سفارش داشته باشیم کار میکنیم.

هنرمندان زیادی در ایران مشغول به حرفه‌ی صنایع دستی هستند؛ برای بهتر شدن صنعت صنایع دستی باید سرمایه گذاری بیشتری دراین زمینه انجام شود چراکه صنایع دستی می تواند در صورت سرمایه گذاری بخش زیادی از مشکلات اقتصادی کشور را حل کند.


توجه به این صنعت در حال حاضر، نه تنها ما را با گذشته مردمان در هر منطقه پیوند می‌دهد، بلکه می‌تواند ما را در همان جوّ و محیطی قرار دهد که انسانِ خودرو زده امروز ازآن جدا مانده است.

گزارش تصویری: رخوت پاساژ امیریه در سایه بی توجهی مردم و مسئولان