ترجمان صبح، زهرا حیدری آزاد: این روزها همه چیز بوی کرونا گرفته است، از بحث های خانوادگی و “مراقبت خودت باش” های دائمی تا اینستاگرام و تلگرام و خبرهایی که گاهی یک شلیکشان کافی است تا کرونا نگرفته، از نگرانی بمیریم…

صبح امروز را با دو خبر آغاز کردم؛ افزایش مبتلایان به کرونا ویروس جدید به ۶ نفر در استان آذربایجان‌شرقی و فوت یک بازیکن جوان فوتسالی در اثر این بیماری. همین دو خبر می توانند کل محاسبات فردی ما را برای زیست در این دنیا دچار چالش بکنند، به خصوص اگر امید به زندگی ما بیش از یک ایرانی عادی باشد و نه تحریم و نه شرایط اقتصادی و نه سیل و نه زلزله و …هیچ کدام حریف ما برای زیستن نشده باشند.

ویروس ها همیشه برای بشریت چالش برانگیز بوده اند، سرانگشتی هم حساب بکنیم ، از زمانی که به دنیا آمدیم، تقریبا هر سالی، یکی از این پدرسوخته های عالم خلقت، چند روز و چند هفته و حتی چند ماهی دمار از روزگار ما در آورده اند. اصلا یکجور چالش جدی برای بقا میان ما و ویروسها وجود دارد که انگار ما جای آنها را در این دنیا تنگ کرده ایم و تا زنده ایم باید تاوان پس بدهیم.

از شوخی که بگذریم، این روزهای کرونایی که از در و دیوار اخبار کرونا می بارد، کل بیماری هایی که در طول حیات خود با آن مواجه بودید( از یک بیماری ساده تا یک بیماری سخت) را از نظر بگذرانید، جدای از دوا و درمان، چه چیز شما را زنده نگاه داشته است؟

“پذیرش درمان پذیر بودن آن بیماری”

مدت ها پیش با یک پزشک متخصص گپ و گفتی درباره یک بیماری مزمن داشتم،  همانجا به صراحت به من گفت، تمام بیماری های آنفولانزایی که در طول زندگانی خود با آن مواجه می شویم، می توانند سخت و دردناک و طولانی باشند، اما این فکر که “آنفولانزا یا سرماخوردگی که چیزی نیست با استراحت و چند قرص و دارو حل می شود”، همیشه ما را از مخمصه ای که ویروس ها برای ما تدارک دیده اند، رهانیده است…

در این نوشتار قصد ندارم ویروس کرونا را تطهیر کنم و آن را مبری از کشندگی بدانم و یا مثبت اندیشیِ صرف را تنها را مواجهه با این ویروس بدانم، می خواهم راهی را یادآوری کنم که  در چالش مدام جسم ما با بیماری ها، همیشه روشنی بخش و امید آفرین بوده است، زمانی که می پذیریم “جسم ما از پس آن بیماری کذایی بر می آید…

و این گفته، یک جمله به اصطلاح الکی دل خوش کن نیست، علم امروزی از اثر ذهنی و روانی در درمان بیماری ها غافل نیست و آن را به عنوان یکی از اهرم های اصلی درمان پذیرفته است.

سیر تکاملی اندیشه های علمی و دستاوردهای با ارزش علوم روانشناختی نشان می دهد، هر انگیزش مغزی،  یک حرکت خودانگیخته موثر را به کار می اندازد. در ازای کاربرد عاقلانه و درست آن می توانیم به دستاوردهای بسیاری برسیم. به خصوص در همراهی موثری که در مواجهه با بیماری، می توانیم با جسم خود داشته باشیم.

در مقدمه کتاب قدرت “خود تلقینی” نوشته پل ژاگو آمده است: حالتهای روحی موجب تحریک یا تضعیف توان عصبی ما می شود، یعنی توانی که مقاومت ما را در مقابل عوامل بیماری زا تنظیم می کند. کسانی که از بیمار شدن وحشت دارند، یا تصویری از بستری بودن را بشدت در ذهن خود زنده نگه می دارند، سریعتر نیز به بیماری مبتلا می شوند. به عکس آرامش مطلق، تجمع تصویرهایی از سلامتی و قدرت موجب تثبیت نیروها و طول عمر می شوند. 

در توضیح چگونگی اثر حالت های روحی در درمان بیماری ها، کتاب های بی شماری نوشته شده است که پیشنهاد می کنم در این روزهای کرونایی و به حداقل رسیدن رفت و آمدها و خانه نشینی های اجباری، این کتاب ها را در لیست مطالعه تان قرار دهید.

 امروزه ما ازاین مسأله آگاه گشته ایم که برخی افکار یا جریانات فکری در بهبود بیماریها واحساس سلامتی نقش مهمی به عهده ما دارند، پس در کنار مراقبت های بهداشتی و جسمی، مراقبت های ذهنی و روحی را هم در اولویت زندگی خود قرار دهید.