به گزارش ترجمان صبح، امسال و در سی و هشتمین جشنواره ملی فیلم فجر دو فیلم «آتابای» و «پوست» با زبان ترکی و زیرنویس فارسی حضور داشتند که همین مساله باعث شد در نشست رسانه ای فیلم «آتابای» از هادی حجازی فر انتقاد شود که چرا این فیلم نباید به زبان فارسی باشد که این مساله باعث ناراحتی هادی حجازی فر فیلمنامه نویس و بازیگر این فیلم شد. او که با اتهام تجزبه طلبی مواجه شده بود تاکید کرد این دیدگاه درست نیست.

اما این انتقاد پیش از این هم درباره فیلم «ائو» یا «خانه» ساخته اصغر یوسفی نژاد که در سال حضور خود در جشنواره ملی فیلم فجر نظر مثبت منتقدان را نیز به خود جلب کرده بود، مطرح شده بود. این فیلم نیز به زبان ترکی و با زیرنویس فارسی در جشنواره فجر و اکران عمومی حضور یافت.

فردی که در نشست به فیلم «آتابای» انتقاد کرده بود پیش از این همین نقد را شامل حال فیلم «ائو» نیز دانسته بود.

حال اصغر یوسفی نژاد نویسنده و کارگردان «ائو» که سال هاست به عنوان تحلیل گر و منتقد در رسانه های سینمایی می نویسد در دل نوشته ای به این فرد منتقد خود پاسخ داده است.

متن یادداشت بدین شرح است: «سلام «امیر فرض‌الهی» عزیز. مخاطب این یادداشت من فقط و فقط تو هستی، چون هنوز به شدت امیدوارم در میان هم‌وطنانم کسی جز تو افکاری مانند تو نداشته باشد. پس بر هر ایرانی وظیفه است پیش از آن که افکار تو رهرو پیدا کند، روشنگری کند و نوشتن این یادداشت عجالتاً تنها کاری است که از دست من برمی‌آید. اگر در جلسه‌ی بررسی فیلم «آتابای» حضور داشتم، در آن موقعیت من هم صد در صد حرف‌های «هادی حجازی‌فر» عزیز را بهت می‌زدم و صد البته با همان لحن، ولی خب قسمت نبود. بعد هم واقعیت این است که از صرافت اظهارنظر و پاسخ‌گویی افتادم چون به نظرم واکنش‌ها کافی بود. تا این که اخیراً یادداشتی از تو خواندم که در دفاع از خودت نوشته بودی و گفتی در آن جلسه نشد که منظورت را شفاف و دقیق بیان کنی.

بله شاید حق با تو باشد انصافاً متوجه شدم که چه مهارتی در به هم زدن فضای یک جلسه‌ی فرهنگی داری. اما در جلسه‌ی ظاهراً اردیبهشت که با رئیس سازمان سینمایی داشتید که ابداً این‌گونه نبود و به سهولت اجازه پیدا کردی کُنه افکارت را بیان کنی و صراحتاً از دولت خواستی که جلوی ساخت فیلم غیرفارسی زبان و تورکی را بگیرد. من یک اختلاف نظر جزئی با «هادی حجازی‌فر» دارم که البته نتیجه‌ی دیدن ویدئوی مربوط به همان جلسه با رئیس سازمان سینمایی است.

من فکر می کنم قصد و نیت تو نه توهین که بیش‌تر تحقیر هم‌وطنان غیرفارس زبان و زبان‌شان است. لحنت در آن جلسه یادت هست؟ خب من یادآوری می کنم. به جای این که اسم من و فیلم «ائو/ خانه»را ببری گفتی یکی از نویسندگان «کایه‌دوسینمای وطنی» ساخت فیلم ترکی را شروع کرده است و نیز به جای نام شریف «ماهنامه‌ی سینمایی فیلم» گفتی «کایه‌دوسینمای وطنی». چه چیزی باعث شد که به جای اصغر یوسفی‌نژاد و ماهنامه‌ی فیلم آن عبارت‌ها را جایگزین کنی؟ این لحن اگر تحقیرآمیز نیست پس چیست؟

نخست این که من افتخار شروع‌کنندگی را نداشتم و فیلم‌سازان بسیاری پیش از من در آذربایجان و اردبیل و … به زبان ترکی و زبان‌ها و گویش‌های غیرفارسی فیلم ساخته‌اند که فقر اطلاعات تو را در حوزه‌ای که ظاهرا به آن حساس هستی نشان می‌دهد.

دوم این که من هم‌وطن ایرانی تو هستم که پنجاه سال است به زبان مادری‌ام ترکی حرف می‌زنم. مادر عزیز من در طول هفتاد و پنج سال زندگی خود تنها واژه‌ی فارسی «اسب» را یاد گرفته بود اما با این حال ایرانی بود. من از همان دوران طفولیت با علاقه زبان رسمی کشورم را هم یاد گرفتم و به ادبیات فارسی و حضرت حافظ و سعدی تعلق خاطر دارم. زندگی و هنر برای من بی‌تعارف بدون صدای حضرت شجریان مفهوم چندانی ندارد.

کسی هم نداند لااقل تو می‌دانی که نزدیک به سه دهه است که در مطبوعات سینمایی کشور به زبان فارسی می‌نویسم. اما در عین حال عاشق زبان خودم و حیدربابای شهریار بزرگ هم هستم. هم‌چون میلیون‌ها ترک زبان وطنم که دار و ندارشان را با هم‌میهنان فارس وغیرترک در یک سبد قرار می‌دهند و با آنان غمگین و شاد هستند، من فیلم‌سازهم با بضاعت اندک و دست خالی خواستم فیلمی به زبان مادری بسازم تا در برابر گوهرهای ارزشمند بی‌شماری که هنرمندان و فیلم‌سازان هم‌وطن فارس زبان به ما اعطا کرده‌اند و خاطره‌های عزیزی با آن‌ها داریم، تحفه‌ای تدارک ببینم و هنر و هنرمندان زادگاهم را معرفی کنم و ادای دینی به زبان و زادگاهم باشد. عجبا که هم‌وطنانم با هر زبان و قومیت چه استقبال باشکوهی از آن کردند و آن را بر صدر نشاندند که تا پایان عمر قدردان محبت و مهمان نوازی‌شان خواهم بود.

حالا امیرجان آیا واقعاً شایسته است در این بین کسی این رسم نیکوی مهمان‌نوازی را برهم زند و به بهانه‌ی زیرنویس این تحفه را تحقیر کند و بر سر آورنده بکوبد؟ منظورم بحث نقد فیلم نیست که من دست مخالفان فیلم را هم می فشارم و از آن‌ها یاد می‌گیرم. امیرجان در عمرت آیا به جز فیلم ترکی زحمت دیدن فیلم دیگری با زیرنویس را تقبل نکرده‌ای؟ امیرجان آیا این برخورد با مهمانِ هم‌وطن شرط انصاف است که او را به تجزیه‌طلبی متهم کنی؟ امیر اگر واقعاً نگران تمامیت عرضی کشورمان هستی _که البته با عرض معذرت کمی در آن تردید دارم- مطمئن باش من فیلم‌ساز ایرانی وقتی تجزیه‌طلب خواهم شد که قانون و قانون گذار میهنم به فکر و حرف تو گوش دهد و هنر و حیاتم را به خاطر زبانم محدود کند، که البته هرگز چنین نخواهد شد. این ذهنیت تو به این می‌ماند که به پلیس راهنمایی تهران بزرگ دستور دهند که در خیابان حق طردد را از ماشین‌هایی که پلاک آذربایجان دارند بگیرد و توقیف کند. به نظرت عقلانی و شدنی است؟

ما زیاران هنوز هم چشم یاری داریم.»